تبلیغات
مهتاب نو - اس ام اس
سلام به( مهتاب نو )وبلاگ خودتون خوش اومدین

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها

اس ام اس

 اس ام اس  

 

 

 

با حال.سرکاری .عشقولانه...........

با عرض سلام، می خواستم برای نیامدن به خانه شما در ماه رمضان عذرخواهی کنم و

 برای جبران آن نیت کردم کفاره آن را بدهم که اگر خدا قبول کند

 60 روز اعم از نهار و شام در خدمت شما خواهم بود !!!

 

 *************

 

یارو ماشین تخلیه فاضلاب می خره

پشتش می نویسه

ریــــــدن شما آروزی ماست !!!

 

 *************

 

دعای خالصانه یک کودک:خدایا، لطفا برای خانمهای فقیری كه توی كامپیوتر بابام

هستند لباس بفرست !!!

 

 *************

 

دیشب خیلی هواتو کرده بودم تو فکرت بودم که خوابم برد

فرشته آرزو ها رو تو خواب دیدم گفت یه آرزو بکن ، منم تو رو خواستم

فرشته آرزو ها گفت : ما تو کار جنس بنجل نیستیم !!!

 

 *************

 

 زندگی زیباست بدون تو زیباتر هم میشه !!!

 

غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
دارد این یارانه ها استان به استان می رسد

مبلغش هر چند فعلاً قابل برداشت نیست
موسم برداشت حتماً تا زمستان می رسد

در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یامفتی فراوان می رسد

چند سالی مایه داران حال می کردند و حال
نوبت حالیدن یارانه داران می رسد

شهر، کلاً شور و حال دیگری بگرفته است
بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد

آن یکی با ساز، رنگ گلپری جون می زند
این یکی با دنبکش، بابا کرم خوان می رسد

عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می ر   
مش رجب، آن گوشه هی یک‌ریز بشکن می زند
خاله طوبا هم کمر جنبان و رقصان می رسد

تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
خب خدا را شکر پول کفش و تنبان می رسد

مادرم هم خنده‌ی جانانه ای فرمود و گفت:
پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد

بی بی از آن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
خرج استخر و سونام، ای جانمی جان می رسد

خان عمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
تا بگیرد آنچه را فعلاً به ایشان می رسد

اصغری در پای منقل، بود سرگرم حساب
تا ببیند پول چندین لول، الآن می رسد

خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
طفکی از دور با چشمان گریان

درباره وبلاگ

((سلام ))

برای بهتر شدن این وبلاگ
نظر بدید
مدیر وبلاگ : مهتاب نو

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

ساعت فلش برای وبلاگ و سایت